Hits: 919
فر

بیانیه کنگره رهایی ایران به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی


logo200

بیانیه کنگره رهایی ایران به مناسبت روز فردوسی

شاهنامه فردوسی و هویت ایرانی

آیین‌ بزرگداشت فردوسی توسی همه ساله در ۲۵ اردیبهشت ماه روزی‌ که بنام فردوسی نامگذاری شده، در دانشگاهها و نهادهای پژوهشی برگزار می‌شود.

ایران در کنار مصر و چین دارای یکی کهن ترین تمدن و فرهنگها های جهان است. در طول تاریخ شگفت انگیزی، دگرگونیهای بسیاری در ایران،  پدید آمده، اما در کنار آن پیش آمد ها، هویت و فرهنگ ایرانی همچنان پایدار مانده است.

در این زمینه شاهکاری ادبی-اسطوره‌ای، افسانه‌ها و تاریخ ایران را که فردوسی بزرگ با زیبائی و روانی ویژه ای سروده است، به ایرانیان برای پایداری فرهنگ و هویت نیرو بخشیده است . با این حال شاهنامه فردوسی حاوی داستانهای تاریخی و اسطورهای ملت ایران و پایمند* نوین گویش فارسی است.

هنگامی که گویش در دانش و ادبیات ایران عربی و زبان پارسی دچار آشفتگی، فرسودگی و در حال فراموشی بود، هنگامی که هویت ایرانی پایمال می‌شد، فردوسی با سرودن شاهنامه با ویژگی‌های هدفمندش پارسی را زنده و هویت ایرانی را پایدار نمود. او از ماندگار شدن افزونیِ آشفتگی و فرسودگی و فراموشی گویش پارسی برای همیشه جلوگیری کرد و ریشه گویش شیرین فارسی را برای ایرانیان محکم نمود.

اهمیت شاهنامه فردوسی در این است که پس از سیصد سال سلطه اعراب بر ایرانیان و نابودی نوشته های تاریخی، داستانهای تاریخ ایران به چهار دودمان پادشاهی باستانی: پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان، به سه بخش اسطوره‌ای: کیومرث تا پادشاهی فریدون، پهلوانی: از قیام کاوه آهنگر تا مرگ رستم و بخش تاریخی: از پادشاهی بهمن و ظهور اسکندر تا اشغال ایران توسط اعراب تدوین و سروده شده است.

شاهنامه فردوسی، این اثری سترگ و بی‌نظیر، وسیله استحکام و پیوند بنیادی اقوام ایرانی بوده، درخور افتخار ما ایرانیان است. 

فردوسی طوسی، ستاره درخشان سپهر ادب فارسی، دانشمند نامدار ایرانی، بعلت همین بزرگی شان و مقام، سرگذشتش مانند دیگر بزرگان دنیای باستانی با افسانه و داستانهای مختلف در آمیخته است.

زادگاه او قریه باژ از ناحیه طابران (طبران) توس بود، یعنی مکانی که امروز آرامگاه او است. فردوسی در آن دهکده در حدود سال 229 – 330 هجری، در خانواده ای از قشر دهقانان چشم به جهان گشود و زیست.

در دوره ساسانیان دهقانان مالکان زمین و زراعت، قشر میانی کشاورزان و اشراف را تشکیل میدادند که چندین قرن از دوره اسلامی نیز در ایران میزیستند و دارای «اشرافیت ارضی» بودند. آنها در میان کشتزارها، در کاخهای خود زیسته و به کمک «روستاییان»  از زمین هایشان  بهره برداری مینمودند.

در متون فارسی پیش از مغولان، «دهقان» به معنی ایرانی بودن، در مقابل «ترک» و «تازی» مورد استفاده قرار میگرفت.

دهقانان در حفظ نژاد، رعایت آداب و رسوم ملی بسیار کوشا و در برگزاری جشن های و سنن ملی بسی پایبند و سختگیر بودند. به همین سبب هرگاه در دوران  حکومت های اسلامی فردی را «دهقان نژاد» میدانستند، اشاره به نژاد ایرانی او بود. اما بتدریج و بعلت تنگناهای و  جنگ‌ها، آشوبها، غارت و چپاولهای بیگانگان این قشر مهم نابود شد. 

فردوسی به این جهت و وابستگی به این قشر از جامعه آن زمان، تاریخ ایران و سرگذشت نیاکانش را بشدت گرامی میداشت، به ایران عشق میورزید، افتخارات ملی را دوست داشت. به نقل از نظامی «فردوسی از خاندانی صاحب مکنت و ضیاع و عقار بود و عروضی صاحب چهار مقاله، در دیه باژ شوکتی تمام داشت و به دخل آن ضیاع از امثال خود بی‌نیاز بود.»

 ولیکن این بی‌نيازی پایدار نماند؛ او همه سودهای مادی خود را کنار نهاد، زیرا تاریخ میهن خود و افتخارات گذشته را در خطر نیستی و فراموشی یافت. از اینرو زندگی خود را به بازنویسی تاریخ گذشته ایران اختصاص داد و از توانایی و نیروی بی‌نظیرش در بیان سخن و شیوایی گفتار در این راه یاری گرفت، شاهنامه‌ای باشکوه را برای ایرانی که دوست میداشت جاودانه نمود.

اینکه او به تشویق سلطان محمود غزنوی به سرودن شاهنامه پرداخت اشتباهی ست کلان. علت این اشتباه نام محمود در دومین نسخه موجود شاهنامه میباشد که توسط خود شاعر درآن گنجانیده شده است. محمود ترکزاد غزنوی نه تنها در ایجاد شاهنامه تاثیری نداشت بلکه قصد داشت گوینده آن را بگناه دوست داشتن نژاد ایرانی به کشتن دهد. 

این کار بزرگ فردوسی، برخلاف آنچه که افسانه سازان جعل کرده‌اند، به خواسته و فرمان هیچ یک از سلاطین، خواه سامانی و خواه غزنوی، انجام نگرفت.  بلکه فردوسی بخواسته خود، به این کار و کوشش بزرگ دست زد و تنها از یاری دوستان ایرانی نژاد و محلی در توس بهره‌مند شده بود. شاهنامه اثر فردوسی توسی یکی از بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین حماسه‌های جهان است که سرایش آن سی سال به طول انجامید و این حماسه‌ای از ایران بزرگ در25 اسفند سال 388 شمسی، 400 قمری و1010 میلادی  به اتمام رسید.


ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست منست

هنر نزد ایرانیان است و بس
ندادند شیر ژیان را بکس

همه یک دلانند یزدان شناس
به نیکی ندارند از بد هراس

چنین گفت موبد که مرد بنام
به از زنده دشمن بر او شاد کام

اگر کشت خواهد تو را روزگار
چه نیکو تر از مرگ در کار زار

همه روی یکسر بجنگ آوریم
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

پاینده ایران

دکتر بهرام آبار، 25 اردیبهشت 2579

*پای‌مندی= اعتبار، صحت، موجه